آخرین خبرها
  • امام صادق علیه السلام: هر كه چهل حديث از احاديث ما را حفظ كند خدا او را روز قيامت عالم و فقيه مبعوث كند. (الكافي : ج‏1 ، ص4)

  • پیامبر اکرم (ص): كمياب‏ترين چيز در آخر الزمان برادرى قابل اعتماد، يا درهمى حلال است. (تحف العقول : ص54)

  • رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: داناترين مردم كسى است كه با مردم بيشتر مدارا كند و خوارترين مردم كسى است كه به مردم اهانت كند. (بحارالأنوار، 75/52)

اصول عقاید اسلامی

40,000 ریال

بحث اصول عقاید را با طرح سؤالى شروع مى‏ كنیم:
آیا انسان به دین نیاز دارد؟
قبل از پاسخ این سؤال، لازم است ابتدا نیازهاى انسان را ذكر كنیم.
هر انسانى سه نوع نیاز دارد:
نیاز شخصى، مثل نیاز به غذا، پوشاك، مسكن، همسر.
نیاز اجتماعى، امورى است كه انسان چون در جامعه زندگى مى‏ كند به آنها نیاز دارد. مانند قانون، مقرّرات و رهبر.
نیاز عالى، نیاز انسان به شناخت و معرفت است، كه بشر سؤالات متعدّدى درباره خود و هستى دارد و مى‏ خواهد خیلى چیزها را بشناسد و بداند و درباره آنها اطلاعاتى داشته باشد. مثلاً شناخت هستى و مبدأ آن، شناخت هدف هستى و مقصد و پایان آن، شناخت راه زندگى و شناخت حقّ و باطل، از جمله نیازها وخواسته‏ هاى هر انسانى است.
اكنون بار دیگر سؤال قبلى را تكرار مى ‏كنیم: انسان چه نیازى به دین دارد؟
پاسخ: در میان انواع نیازهاى انسان، دین، پاسخگوى نیازهاى عالى اوست. انسان‏ها براى پاسخگویى به نیازهاى عالى خود به دین نیازمندند، و دین به سؤالات فوق پاسخ مى‏ دهد.
دین توضیح مى‏ دهد كه سرچشمه هستى كجاست، آفریدگار هستى كیست، هدفِ هستى چیست، معیار شناخت حقیقت كدام است و مسئولیّت ما در این مجموعه چیست.
كدام راه؟
ما انسان‏ها، براى سعادت و رشد خود به برنامه و طرح نیازمندیم و از سه طریق مى‏ توانیم برنامه مورد نیاز خود را به دست آوریم. به عبارت دیگر سه راه پیش روى ماست:
راه خود ساخته، هرگز راه مطمئنّى نیست، زیرا معلومات، اطلاعات و دانش انسان بسیار محدود است. او شاهد صدها اشتباه و خطا در اعمال گذشته خویش است. وجود پشیمانى ‏هاى بسیار در زندگى ما دلیلى است بر اشتباه بودن راهى كه رفته‏ ایم و چه بسیار از تصوّرات، برداشت‏ ها و قضاوت‏ هاى ما، كه بعداً معلوم مى‏ شود اشتباه بوده است.
مضافاً، طوفان غرائز هر لحظه انسان را از سویى به سویى مى‏ برد وخواسته‏ هاى جدیدى را مطرح مى‏ كند، با این وضع آیا صلاح است باز هم در انتخاب راهى كه به سعادت یا شقاوت همیشگى انسان مربوط مى‏ شود، طبق فكر ناقص وعلم محدود خود عمل كند؟!
راه مردم‏
راه دوّم نیز در نامطمئن بودن، دست كمى از راه اوّل ندارد، چون همان خطا و سهو و محدودیّت كه در دانش و اندیشه من بود در نظریه دیگران نیز هست. همان‏گونه كه من در دام هواها و هوس‏ هاى خویش گرفتارم، دیگران نیز همین گرفتارى را داشته و دارند و همان طور كه من بارها پشیمان شده و مى‏ شوم، دیگران نیز همین پشیمانى را داشته و خواهند داشت.
از همه اینها گذشته، هیچ دلیلى وجود ندارد كه من از سلیقه خود صرف نظر كنم و دنبال سلیقه‏ هاى گوناگون دیگران باشم. آزادى خود را رها كرده، اسیر كسانى شوم كه نه حقیقت مرا مى ‏شناسند، نه سعادت ابدى مرا مى‏ دانند و نه معلوم است كه خیر خواهم باشند.
راه دین یا راه برتر
راه دین، راهى است كه آفریدگار براى ما قرار داده و بدیهى است كه سازنده هر كالایى به مشخّصات و نیازهاى آن از دیگران آگاه ‏تر است و بهتر از هر كسى مى‏ تواند مقرّرات مربوط به نحوه استفاده و یا حفظ و نگهدارى آن را مشخّص نموده، اعلام كند.
آیا وجود انسان، از یك كالاى ساخته دست بشر كمتر ویا ساده ‏تر است؟! راه ما و مقرّرات و قوانین زندگى ما را نیز باید سازنده وخالق ما یعنى خداى بزرگ بیان كند، زیرا او از هر كس نسبت به بندگان خود آگاه ‏تر و مهربان‏ تر است.
انتخاب راه دین، سفارش عقل است‏
علاوه بر مطالب فوق، انتخاب راه دین، امرى كاملاً عقلانى ومنطقى است؛ زیرا انسان عاقل همیشه احتمال خطر را خصوصاً اگر مهم باشد، جدّى مى‏ گیرد.
در جمعى كه به مسافرت مى‏روند، آن كسى بر مبناى عقل و خرد گام برمى ‏دارد كه هنگام سفر و احتمال خطر، چیزهایى با خود برمى ‏دارد، طنابى براى بكسل كردن، زنجیر چرخى براى یخبندان، جك و زاپاسى براى پنچرى، چراغ قوّه‏اى براى تاریكى و چوب و چماقى براى حمله دزدى مسلح.
انسان عاقل همواره به پیش‏ آمدهاى احتمالى سفر فكر مى‏ كند و این وسایل را همراه خود مى ‏برد، در مقابل، افرادى كه از عقل خود بهره‏ اى نمى‏ گیرند، سفر را آغاز كرده، هیچ یك از وسایل مورد نیاز را برنمى‏ دارند. در طول سفر چنانچه مشكلى پیش نیاید و خطرى اتّفاق نیفتد. كسانى كه این گونه امكانات را همراه خود برداشته ‏اند ضررى نكرده ‏اند؛ بلكه در طول سفر از احساس آرامش و اطمینان برخوردار بوده‏ اند، امّا اگر نیازى به این وسایل پیش آمد، كسانى كه همراه خود هیچ وسیله‏ اى ندارند چه كنند؟ مانند همین ماجرا براى كسانى كه در این دنیا، دین را برگزیده، دستورهاى آن را اجرا مى‏ كنند با كسانى كه دین را رها نموده و به آداب و اعمال دینى پایبند نیستند، اتّفاق مى‏ افتد.
انسان عاقل، بر اثر گفتار انبیا و بندگان صالح و صادق، راه پر مخاطره‏ اى را پیش روى خود مى ‏بیند، آنان به او گفته‏ اند: روزى فرا مى‏ رسد كه باید پاسخگوى اعمال خود باشد، پاداش كارهاى نیكش را مى‏ بیند و به خاطر كارهاى زشت و ناپسندش مجازات مى‏شود. پیامبران الهى او را از ارتكاب گناهان باز داشته و انجام اعمال نیك را به او سفارش كرده‏ اند.
به او گفته ‏اند: سالى یك ماه ‏رمضان، روزه بگیرد. به جاى آنكه شراب بنوشد از خودِ انگور استفاده كند و روزى چند دقیقه در برابر خالق خویش نماز گزارد و به جاى بى‏ حرمتى به ناموس دیگران، ازدواج كند و عفّت خود را حفظ نماید.
حال اگر این وعده و وعیدها راست نبود و قیامتى به وجود نیامد و سؤال و جواب و پاداش و مجازاتى در كار نبود، كسى كه در دنیا دیندار بوده، مقرّرات و دستورات دین را مراعات نموده، هیچ ضررى نكرده است. بلكه حداكثر به اندازه ‏اى كه فرد بى‏ دین، اوقات خود را صرف كارهاى بى ‏ارزش نموده است، فرد دیندار نماز خوانده، یا دستورى دینى را انجام داده است، امّا اگر قیامتى در بین بود، – كه به هزار و یك دلیل هست – آن وقت افراد بى‏ دین، و غیر مذهبى و لاابالى چه خواهند كرد!؟ بنابراین مذهبى ‏ها به هر حال برنده ‏اند و افراد لاابالى و غیرمذهبى، در معرض خطر و ضرر قرار دارند.
البتّه روشن است كه انجام اعمال دینى و پایبند بودن به آداب آن، صبر و استقامت مى‏ خواهد، فرد دیندار براى انجام تكالیف دینى خود باید متلك‏ هاى افراد لاابالى را تحمّل كند، بویژه افرادى كه در میان خانواده ‏ها و دوستان غیر مذهبى به سر مى‏ برند باید تحمّل بیشترى داشته باشند.
قرآن كریم مى ‏فرماید: روش مجرمان و خلافكاران، این است كه به مؤمنان مى‏ خندند. و هرگاه از كنار دینداران مى‏ گذرند (آنها را مورد تمسخر قرار داده و) به یكدیگر چشمك مى‏ زنند. و زمانى كه به نزد حزب و باند و گروهشان برمى‏ گردند، مسرورند. (به اصطلاح پشت سر مؤمنان صفحه مى‏گذارند.) و هنگامى كه آنها را مى ‏بینند مى ‏گویند: اینها گمراهند.(1)
قرآن در این آیات به چهار نوع برخورد زشت خلافكاران، اشاره مى‏ كند: خندیدن، غمزه كردن، فكاهى گفتن و نسبت گمراهى دادن. آنگاه در ادامه مى‏ فرماید: در روز قیامت نیز مؤمنان به آنان خواهند خندید! آرى، در روز قیامت آشكار مى ‏شود كه زیانكار واقعى چه كسى است!
انتخاب راه دین، مطابق فطرت است‏
فطرت، بر وزن خلقت و به معناى آن است. هر نوع احساسى در انسان كه در پدید آمدن آن، استاد و مربّى و تمرین نقش نداشته، و امرى دائمى و همیشگى، در همه مردم، همه مكان‏ ها و همه زمان‏ ها باشد، از آن احساس، گاه به فطرت و زمانى به غریزه تعبیر مى‏ شود. البتّه معمولاً غریزه به آن سرى از احساسات و تمایلات گفته مى‏ شود كه در حیوان و انسان، هر دو باشد، مانند احساس گرسنگى و تشنگى. آرى، نشانه فطرى بودن یك موضوع همان عمومیّت آن است. مثلاً علاقه مادر به فرزند، فطرى است، یعنى احساسى است كه بدون معلّم و مربّى و تلقین، در آفرینش او نهفته شده و عمومیّت دارد، یعنى در هر زمان و مكان و در هر رژیم و نظامى، این علاقه را در مادران خواهید یافت.
البتّه ممكن است عواملى سبب شدّت و ضعف آن احساس شود، زیرا گاهى یكى از احساسات درونى بر دیگرى پیروز مى ‏شود. در انسان، هم علاقه به مال هست و هم علاقه به خوشى و سلامتى، ولى این علاقه ‏ها در همه افراد یكسان نیست، بعضى مال را فداى جان و بعضى جان را فداى مال مى ‏كنند. همان گونه كه در میان اعراب جاهلى، علاقه به آبرو و خیال اینكه داشتن دختر ننگ است، سبب مى ‏شد كه پدر از علاقه به فرزند دست كشیده، با دست خود، دخترش را زنده به گور كند. بنابراین، معناى فطرى بودن، آن نیست كه انسان در عمل نیز دائماً دنبال آن برود زیرا چه بسا فطرتى روى مسأله فطرى دیگر را بپوشاند.
یكى از آثار مسأله فطرت، احساس افتخار است. كسى كه روى مرز فطرت گام بر مى‏دارد در خود احساس آرامش مى‏كند، مادرى كه فرزند خود را در آغوش گیرد، احساس غرور مى‏كند و حتّى به مادرى كه به فرزند خود بى‏مهرى كرده انتقاد مى‏ كند، آرى، آن افتخار و این انتقاد همه از آثار فطرت است
1- نیاز شخصى 2- نیاز اجتماعى 3- نیاز عالى‏ 1- طبق میل و سلیقه خود عمل كنیم. 2- طبق خواسته‏ هاى مردم برنامه خود را تنظیم كنیم. 3- خود را تسلیم خدا نماییم و راه خود را فقط از او بگیریم .
هنگامى كه مى‏ گوییم دین فطرى است، یعنى مایه‏ ها و ریشه ‏هاى دین در نهاد هر بشرى نهفته است. اصول و فروع دین، اخلاق و معارف و مبانى دین با خلقت و فطرت انسان هماهنگ است. انسان‏ها در هر سن و سالى كه باشند و در هر زمان و مكانى كه زندگى كنند، مى‏ خواهند بدانند سرچشمه هستى كجاست؟ این، همان ریشه توحید است.
انسان مى‏ خواهد كسى او را راهنمایى كند، حقّ و باطل را براى او بگوید، او در درون احساس مى‏ كند به راهنما نیاز دارد، و این ریشه نبوّت و امامت است.
پاداش دادن و كیفر كردن، همچنین انتظار پاداش و كیفر در برابر خوبى‏ ها و بدى‏ ها در درون هر انسانى وجود دارد. اگر شما گلى به كودكى دادید، لبخند مى‏ زند و اگر او را اذیّت كردید، اخم مى‏ كند و مى گرید. آن لبخند و این اخم، پاداش وكیفر عمل شماست واین عكس العمل فطرى، ریشه اعتقاد به معاد است.
تشكّر از ولىّ نعمت و اظهار خضوع در مقابل كسى كه به انسان خدمتى كرده، ریشه عبادات و نماز است.
توجّه به محرومان و مستمندان و علاقه به رفع مشكلات همنوعان، ریشه خمس و زكات و انفاق است.
توجّه به نجات یك انسان گرفتار و كسى كه در خطر است و علاقه به سعادت دیگران ریشه امر به معروف و نهى از منكر است.
البتّه نحوه انجام عبادات و اینكه مثلاً نماز را چگونه و چند ركعت بخوانیم و با چه زبان و شیوه‏اى انجام دهیم، تعبّدى است و باید ببینیم راهنمایان و رهبران دینى چه شیوه‏اى را براى ما بیان كرده ‏اند

تعداد

شناسه محصول: 3005. برچسب: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , .

اطلاعات بیشتر

وزن 190 g
قطع کتاب

رقعی

نوع جلد

شومیز

تعداد صفحه

128

انتشارات

مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن

مولف

سال چاپ

1393

نوبت چاپ

هفتم

شابک

978-964-5652-25-6

نقد و بررسی ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است .

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “توحید”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کانال مجتمع فرهنگی ولایت در تلگرام

صفحه اینستاگرام مجتمع فرهنگی ولایت